غصب عبارت از تسلط انسان بر مال یا حق کسى از راه تجاوز و ظلم است . غصب یکى از گناهان بزرگى است که در قیامت کیفر سختى بدنبال دارد. اگر انسان چیزى را از کسى غصب کند باید به صاحب و مالک او برگرداند واگر تلف شود باید عوض آنرا بدهد و اگر شى ء مورد غصب سود و منفعتى داشته باشد آن سود و منفعت مربوط به مالک است مثل گوسفندى که بزاید و یاشیر دهد.
مساءله - اگر طلایى دزدیده و بعد زرگر تبدیل به گوشواره کند و مالک همان را بخواهد باید بدهد و حق مزد ساخت را ندارد.
مساءله - اگر در زمین غصبى زراعت کند یا درخت بکارد و یا ساختمانى کند سود آنها مربوط به آنها به مالک است و چنانچه مالک زمین بخواهد ملکش را بصورت اول بازگرداند باید درختها را بیرون آورد و یا ساختمان را تخریب نمایند و به مالک آن برگردانند. از این رو کسى که لباسى غصب کرده و یا زمینى را از مالک به زور گرفته نمى تواند با آن لباس یا در آن زمین نماز بخواند
مى دانیم که انتخاب همسر از طریق قانون را به آن رابطه قانونى مى گوییم و اگر عقد و قراردادى در کار بناشد رابطه غیر قانونى است و عمل نامشروع است زیرا کسى که کار قانونى نمى کند مى خواهند به شکلى براى خود راه فرار بگذارد واز خود سلب مسؤ لیت کند ولى انسان متمدن و آگاه سعى مى کند تمام کارهاى خود را قانونى کند تا با آرامش خاطر، به زندگى ادامه دهد. بدیهى است که کار قاچاق و غیر قانونى و گریز از قانون ، همیشه اضطراب و ناراحتى و نگرانى بدنبال دارد وبا تشکیل خانواده غیر قانونى نه تنها انسان به آرامش دسترسى پیدا نمى کند بلکه هر روز به افسردگى و نگرانى او افزوده مى شود درست مانند دو مسافرى که مى خواهند با هم به خارج از کشور مسافرت کنند. بدیهى است مسافرى که پاسپورت و جواز عبور از مرز را دارد هیچگونه نگرانى در خود احساس نمى کند ولى مسافرى که مى خواهد بدون گذرنامه سفر کند پیوسته نگران است و هر لحظه در انتظار این است که در چنگال پلیس گرفتار شود و به زندان بیفتد.
پس قواله ازدواج براى زن و شوهر به منزله داشتن گذرنامه عبور از مرز ازدواج است که مرزبان ، مزاحم او نخواهند بود.
عقد ازدواج به دو صورت انجام مى پذیرد:
1 - عقد دائم که بطور دائم قرارداد منعقد مى شود. و براى یک زندگى مشترک همیشگى است .
2 - عقد ازدواج موقت که براى زمانى محدود مثلا یک سال یا یک ماه یا بیشتر و کمتر قرارداد منعقد میشود که هر کدام شرائط ویژه خود را دارد.
معیارها در انتخاب همسران شایسته چه مرد باشد و چه زن مختلف و متفاوت است گاهى معیار تحصیل است گاهى ثروت و گاهى مقامهاى اجتماعى ولى اسلام بهترین معیار براى انتخاب راپاکى و پاکدامنى و راستى و صداقت مى داند و پیامبر مى فرماید سعى کنید که همسران پاکدامن و با عفت انتخاب کنید. زیرا معیارى هاى مادى مانند زیبایى ، ثروت ، مقام و غیره همه ازبین رفته اند ولى معیار و ارزش معنوى مانند پاکدامنى و راستى خوش خلقى از بین رفتنى نیست و بنیان و اساس ازدواج عمیق و ریشه دار خواهد بود که با وزیدن نسیم مسموم از هم گسیخته نمى شود.
: الف - محارم سببى : 1 - پدر و پدر بزرگ
2 - پسر و فرزندان پسر
3 - برادر
4 - خواهرزاده
5 - برادرزاده
6 - عمو(عموى خود وعموى پدر یامادر)
7 - دایى ، (دایى خود و دایى پدر یا مادر)ب - محارم نسبى که از طریق ازدواج بر دخترها و زنان محرم مى شوند و اینها عبارتنداز:
1 - شوهر
2 - پدر شوهر و پدربزرگ شوهر
3 - پسر شوهر وقتى که همسر دیگرى داشته باشد
4 - شوهر مادر
5 - شوهر دختر که داماد نامیده مى شود
کسى که نگاه کردن به آنها جایز است محارم وآن ها که نگاه به آن ها حرام است و جایز نیست نامحرمند.
1 - مادر و مادر بزرگ
2 - دختر و دختر فرزند
3 - خواهر و خواهر زاده
4 - دختر برادر و برادرزاده
5 - عمه (خواهر پدر) و عمه پدر و یا مادر
6 - خاله (خواهر مادر) و خاله پدر و مادر
و همچنین کسانى که از طریق ازدواج محرمند مانند:
1 - مادر زن و مادر بزرگ او
2 - دختر زن هر چند دختر خودش نباشد مانند آن که انسان زنى را به همسرى خود انتخاب کند که از شوهر قبلى خود دخترى داشته باشد.
3 - زن پدر(نامادرى )
4 - زن پسر
غیر از این زنانى که نام برده شد نامحرمند و نگاه کردن به آنها چه از روى لذت باشد یا نباشد جایز نیست .