اخلاق سرمایه سلامتى است قمست دوم کتاب مربوط به اخلاق است .
ما اگر سلامت انسانها را به دقت مورد نظر قرار بدهیم بایستى از دو جهت قضاوت نماییم .
یکى از جنبه روح و اخلاق ، دوم از نظر جسم و بدن .
بهداشت را نمى توان از دریچه بدن دید، زیرا ما خود به تجربه دریافتیم که ناراحتیهاى روحى و هیجانهاى درونى علاوه بر آنکه باعث اختلال فکر و تشویق خاطرند در بدن نیز آثار بدى دراند و مزاج را از صراط مستقیم صحت و اعتدال منحرف مى کنند و منشا بیماریهاى مختلفى مى شوند:
حسد مثلا یکى از بیماریهاى روانى حسد است ، شخص حسود هر چند مواظبت جهات بهداشت را بنماید ولى شراره هاى حسد که در ((اندرون )) وجودش زبانه مى کشد، اعصاب او را خورد کرده ، سلامت وى را مى سوازند.
على (ع ) مى فرماید:
((العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد))(430)
جاى شگفتى است که افراد حسود از سلامت بدن خود غافلند.
ناامیدى نا امید بودن به آینده که نتبجه اش غم و اندوه است یکى از حالات روحى و روانى است که براى بشر ارمغانى غیر از درد و مرض نمى آورد. على (ع ) میفرمود:
الحزن یهدم الجسد(431)
اندوه و غم بدن را ویران مى کند.
هر که غم جهان خورد کى برد از حیات بر |
رو تو غم جهان مخور تا ز حیات بر خورى |
روح و بدن به قدرى با یکدیگر مرتبط و متحدند که حالات نیک و بد هر یک در دیگرى اثر مى گذارد و این مطلب مورد قبول کلیه دانشمندان دیروز و امروز جهان است ، بدن آدمى تحت تاءثیر حالات روان است ، و روان نیز تحت تاءثیر حالات بدن مى باشد.
کسى که دچار نگرانى و تشویق خاطر است و در ضمیر خود احساس ناراحتى و بى قرارى مى کند، خواه و ناخواه این حالت روانى آثار نامطلوبى روى بدن او مى گذارد و جسم وى را از مسیر سلامت و اعتدال منحرف مى کند. على (ع ) مى فرمود:((الهم نصف الهرم ))(432)
اندوه نیمى از پیرى است .
در تحقیقات علمى دانشمدان ثابت شده است که یک قسمت ملاحظه از بیماریهاى نواحى مختلف بدن ، ناشى از هیجانهاى روحى و نگرانى هاى روانى است ، براى درمان اساسى این قبیل بیماران لازم است در درجه اول به ریشه مرض توجه شود و قبل از معالجات پزشکى و دارویى باید با نگرانیها و بیقراریهاى جان مبارزه کرد و آنها را از صفحه خاطر بیمار بر طرف نمود.((هفتاد در صد از بیمارانى که به پزشکان مراجعه مى کنند در صورتى که خویشتن را از قید ترس و نگرانى آزاد سازند مى توانند شخصا خود را معالجه کنند. از جمله مى توان سوء - هاضمه عصبى ، بعضى از زخمهاى معده ، اختلالات قلبى ، مرض به خوابى ، بعضى سر دردها و چند نوع فلج را از آن طبقه دانست .
دکتر ((ژوزف منتاکو)) مولف کتاب ((اختلالات عصبى معده )) نیز نظیر همین را مى گویند: ((آنچه مى خورید باعث فرحه (433) معده نمى شود، بلکه آنچه شما را مى خورد (نگرانى ) موجب پیدایش این زخم است )) دکتر ((الواریز)) که در کلینیک ((مایو)) کار مى کند مى گوید: شدت و ضعف زخمهاى معده اغلب نسبت مستقیم با شدت و ضعف درجه هیجانات درونى دارد این گفته متکى به آزمایش و مطالعه در پانزده هزار بیمارى است که براى اختلالات معده به کلینیک ((مایو)) مراجعه کرده اند و چهار پنجم آنها اساس و علت طبى براى بیمارى معده خود نداشتند.
ترس ، نگرانى ، حسد، خود پسندى فوق العاده ، عدم لیاقت در سازش با محیط، اکثرا علل موثر بیمارى هاى معده و زخمهاى آن مى باشد، زخم معده باعث مرگ شما است ، و مطابق مندرجات مجله ((لایف )) در بین امراض مهم و خطرناک ، رتبه دهم را حائز است .
برادران ((مایو)) که کلینیک آنها معروفیت فراوان دارد اعلام داشته اند که نصف بیشتر تختخوابهاى بیمارستانها را کسانى اشغال کرده اند که گرفتار ناراحتى عصبى مى باشند و مرض آنها از فساد و خراب بودن اعصابشان نیست ، بلکه از هیجانهاى درونى ، محرومیت ، تشویش ، نگرانى ، ترس ، عدم موفقین و ناامیدى ، سرچشمه میگیرد...
هم اکنون روى میزم کتابى از دکتر ((ادوراد پودلسک )) تحت عنوان (جلو نگرانى را بگیر و سالم و راحت زندگى کن )) قرار دارد که فصول بر جسته آن را از این قرار است : نگرانى با قلب چه میکند؟ فشار خون از نگرانى بوجود مى آید، رماتیسم ممکن است از نگرانى باشد، نگرانى چگونه معده شما را ضعیف مى کند؟، نگرانى و غدد درقى ، مرض قند از نگرانى بوجود مى آید، ((دکتر ویلیام ماک گونیگل )) در انجمن دندان پزشکان آمریکا اظهار داشت : نگرانى باعث خرابى و فساد دندان مى شود، و اینطور نطق خود را ادامه داد: هیجانات و احساساتى که مولد نگرانى و ترس است باعث بر هم خوردن توازن کلسیم بدن شده و دندان را فاسد مى کند))(434)
گفتیم اخلاق ، سرمایه سلامت است ، پس باید صفات بد را ترک کنیم و خصال نیکوى خود را بسر حد کمال برسانیم قرآن مجید در مورد تحولها و دگرگونیهایى که در زندگى افراد پیش مى آید چنین مى گوید:((ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم ))(435)
خداوند هیچ گروهى را عوض نمى کند، مگر آنکه آن گروه در خود تغییر و تحولى ایجاد نمایند.((برگسون فیلسوف فرانسوى مى گوید: وجود یعنى تغییر و تحول ، تحول یعنى رشد و تکامل ، رشد و تکامل یعنى به خلفت خود ادامه دادن