یکى از وزیران مغرور و غافل ، خانه یکى از افراد ملتش را ویران کرد، بى خبر از سخن حکیمان فرزانه که گفته اند:
آتش سوزان نکند با سپند |
آنچه کند دود دل دردمند(89) |
گویند: ((سلطان همه جانوران ، شیر، و خوارترین جانوران الاغ است . به همراه الاغ باربر، راه رفتن از همراه رفتن با شیر درنده بهتر است .))
مسکین خر اگر چه بى تمیز است |
چون بار همى برد عزیز است |
گاوان و خران بار بردار |
به ز آدمیان مردم آزار |
پادشاه از روى قائن و نشانه ها، به زشتى اخلاق آن وزیر غافل و مغرور پى برد، او را دستگیر کرده و در زیر سخت ترین شکنجه ها کشت .
حاصل نشود رضاى سلطان |
تا خاطر بندگان نجویى (90) |
خواهى که خداى بر تو بخشد |
با خلق خداى کن نکویى |
یکى از افرادى که مورد ستم همان وزیر قرار گرفته بود، از کنار جسد او گذر کرد، وقتى که وضع نکبتبار او را دید، بیندیشید و گفت :
نه هر که قوت بازوى منصبى دارد |
به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف (91) |
توان به حلق فرو برد استخوان درشت |
ولى شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف (92) |
نماند ستمکار بد روزگار |
بماند بر او لعنت پایدار |