ازدواج راه رهایی

بهترین راه برای رهایی ازدواج است......«هر کس ازدواج کند نصف دین خود را از خطر رهانده است پس باید که در نصف باقی تقوای الهی پیشه کند.»
احتمال زیاد این حدیث از پیامبر را شنیده ایم و سهل الوصولترین معنایی که از آن به ذهن می رسد این است که سیل طوفنده شهوت که معمولاً سیلبندها را می شکند و خانه های تقوا و ایمان را ویران می سازد با ازدواج به رودخانه ای پرآب تبدیل می شود که برعکس زمینها را آباد می کند و خرّمی و نیکویی فراوان به ارمغان می آورد. این معنای زیبا و جالبی است ولی آیا فقط همین که ما را از گناه باز میدارد؟

*********
 


تائوییسم از ادیان خیلی قدیمی چین است. معمولاً از منشا کامل و دقیق ادیان قدیمی مثل هندوییسم و بودیسم و تائوییسم و ... به علّت قدیمی بودن آنها و از بین رفتن منابع قدیمی، اطلاعات خیلی متقنی در اختیار نیست و اصلاً بعید نیست که بعضی از آنها منبع الهی داشته اند و در معرض تغییرات شدید قرار گرفته اند و یا حداقل مطالبی را از ادیان الهی پیشین به ارث برده باشند.
همه احتمالاً نماد مخصوص تائوییسم یعنی یین و یانگ را حداقل در پرچم کره دیده ایم.
یین و یانگ دو نماد مخصوص از دو مفهوم دو قطبی هستند که در همه جهان حضور دارند (البته بسیاری از این توضیحات در مورد این دوقطبی منحصر به چین و تائوئیسم نیستند و بین المللی است و در بسیاری از فرهنگها به همین صورت حضور دارند).
یین (yin) نماد زن، تاریکی (شب، ماه) و رطوبت است. (ببر!) و ...
یانگ (yang) نماد مرد، روشنایی (روز، خورشید) و خشکی است. (اژدها!) و ...
(دقت شود که در اینجا روشنایی و تاریکی جنبه مثبت و منفی ندارند چنانکه شب و روز ندارند و شب لباس و مایه آرامش و روز معاش و مایه فعالیت هردو موهبات الهی هستند. )
تائوییستها معتقدند عدم تعادل در این دو عنصر است که موجب مشکلاتی در جهان می شود مثلاً سیل یا خشکسالی و .... و این سمبل هم مظهر کمال است که دقیقاً به همین تعادل در یین و یانگ اشاره می کند.
با ازدواج زن و مرد هردو به تعادل و کمال نایل می شوند و خودشان را از خطر عدم تعادل در نیمه ناقص خود می رهانند.

********
در ادامه به توضیحاتی خیلی جالب از قرآن در سوره نور پرداخته می شود که برگرفته و خلاصه ای از قسمتهایی از صحبت های دکتر تویسرکانی در مورد آیاتی از سوره نور است، امیدوارم که اختصار و بیان من خیلی از محتوای آنچه که توضیح داده میشود نکاهد:


سوره نور بروی مسائل جنسی متمرکز است. سوره نور با این آیات وحشتناک شروع می شود که مجازات صد ضربه شلاق برای زناکارانی که در ملا عام (حضور حداقل چهار نفر) به این کار دست زده اند و مجازاتی تقریباً معادل برای کسانی که به دیگران به ناحق تهمت زنا می زنند و در ادامه با این داستانهای وحشتناکتر ادامه می یابد که کسی که به همسر خود خیانت کرده است و یا مردی که به همسر خود تهمت زنا می زند و این قضایا گویا حتی به خانه پیامبر هم سرایت می کند و در مورد همسر ایشان شایعه زنا به گوش میرسد و خدا به شدّت مومنان را در این موارد نهیب می زند! و بعد در این سوره به احکام گوناگون در مسائل جنسی از جمله نگاه داشتن حریم خانه ها، چشم پوشی از چشم چرانی و احکام حجاب و پوشش زنان مومن و مسائلی در باب نکاح مطرح می شود و در قسمت های پایانی تر این سوره هم به مخالفت مردم با پیامبر (احتمالاً در این احکام) و ارائه احکامی دیگر در این باب از جمله نگاه داشتن حریم های جنسی در خانواده از اطفال و حکم استثنای زنان مسن از حجاب و توضیح تکمیلی در باب حریم خانه ها و در نهایت هم تاکید بر فرمانبرداری مومنان از دستورات پیامبر و گریز منافقین از این دستورات مطرح می شود.
ولی در قسمت میانی سوره آیاتی قرا گرفتنه اند (34-45)که به ظاهر به مسائل جنسی مربوط نمی شوند. در این قسمت به توضیحی در باب چند آیه ابتدایی این قسمت که از جمله آیات معروف و زیبای قرآن هستند و در واقع کلید فهم تمام سختگیری ها در احکام جنسی در این سوره به حساب می آیند پرداخته می شوند و در واقع در زبانی لطیف بیان می شود که اینهمه سختگیری و خشونت که در این باب وجود دارد برای حفظ و حرمت چه چیز خیلی خیلی مقدّسی که این وسط وجود دارد لازم است.
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَوةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ  الْمِصْبَاحُ فىِ زُجَاجَةٍ  الزُّجَاجَةُ کَأَنهََّا کَوْکَبٌ دُرِّىٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ یَکاَدُ زَیْتهَُا یُضىِ‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ  نُّورٌ عَلىَ‏ نُورٍ  یهَْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ  وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ  وَ اللَّهُ بِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیمٌ(35)
خداوند نور آسمانها و زمین است.
مثالی از جایی که نور خداوند قابل مشاهد است اینگونه است:
چراغدانی که در آن چراغی قرار دارد و بدور این چراغ شیشه ای و این شیشه همچون ستاره ای درخشان می درخشد که روغن این چراغ از درخت مبارکی آمده است که نه شرقی است و نه غربی! روغن آن می خواهد که روشنایی ببخشد در حالی که حتّی هنوز آتشی آن را لمس نکرده است، خداوند به نورش هرآنکه را بخواهد هدایت می کند و برای مردم مثالهایی می زند و خداوند به هرچیزی آگاه است.
و گویا در ادامه به توضیح بیشتری در این باب پرداخته می شود که این مثل در خانه های مومنان صورت می گیرد.
فىِ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ(36)
در خانه‏هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت‏] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‏کنند
و مثالی از نور خداوند، عشقی است که میان زن و مرد شکل می گیرد. و اینجاست که ارتباط این آیات با سایر احکام جنسی سوره آشکار می شود.
و معلوم میشود که چرا اینقدر در احکام جنسی بروی حریم ها تاکید شده است چرا که این نوری است که تنها در حریم چراغدان و در حریم شیشه است که روشن و آشکار می شود و همچون ستاره ای می درخشد و تمام خانواده و جامعه را روشن می کند. آتش عشقی که در یک خانواده، خود به خود زبانه می کشد و احتیاج به هیچ محرّک و وصله و آتش خارجی ندارد و وجود این عاشقان گویا نوری است که بروی نور دیگر قرار گرفته است و به سمت خداوند رهنمون است.

و چیزی که در این آیه احتیاج به توضیحاتی اضافی دارد شرقی نبودن و غربی نبودن است. 

شرق محل طلوع خورشید و مقدّمه روز است و غرب محلّ غروب خورشید است که مقدّمه شب است.
و برای اینکه معنای شرقی و غربی کاملاً آشکار شود دو مثال از کافرانی که به دنیای شرقی و غربی خود مبتلا هستند در ادامه آیات آورده می شود.
وَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابِ  بِقِیعَةٍ یحَْسَبُهُ الظَّمَْانُ مَاءً حَتىَّ إِذَا جَاءَهُ لَمْ یجَِدْهُ شَیًْا وَ وَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّئهُ حِسَابَهُ  وَ اللَّهُ سَرِیعُ الحِْسَابِ(39)
و کسانى که کفر ورزیدند، کارهایشان چون سرابى در بیابان است که تشنه، آن را آبى مى‏پندارد، تا چون بدان رسد آن را چیزى نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا به سرعت حسابگری می کند. 

و نوری که نه شرقی است همانند مثال اول از کافران که یک انحراف بزرگ مردانه را نشان میدهد. مثالی که در روشنایی و خشکی به سر می برد و مثالی خوب برای مردی را نشان می دهد که به دنبال آرزوها و بلند پروازی های مردانه و بی معنا و سرابگونه اش است بدون اینکه هیچ توجهی به زندگی واقعی داشته باشد و نهایتاً چیزی از این افکار و آرزوها نمی یابد و غرق شدن در حسابگری مردانه اش باعث می شود که خداوند به حساب او برسد!
أَوْ کَظُلُمَاتٍ فىِ بحَْرٍ لُّجِّىٍ‏ّ یَغْشَئهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سحََابٌ  ظُلُمَاتُ  بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَئهَا  وَ مَن لَّمْ یجَْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ(40)
یا [کارهایشان‏] مانند تاریکیهایى است که در دریایى ژرف است که موجى آن را مى‏پوشاند [و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است. تاریکیهایى است که بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است. هر گاه [غرقه‏] دستش را بیرون آورد، به زحمت آن را مى‏بیند، و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود.
و نه غربی است همانند مثال دوم از کافران که یک انحراف بزرگ زنانه را نشان می دهد. مثالی که در تاریکی و رطوبت به سر می برد و مثالی خوب برای این انحراف زنی را نشان می دهد که در اقیانوس عواطف و احساسات تاریک خود گمشده است و آنقدر در دریای زندگی و احساسات غرق است که نزدیک نیست که هیچ چیزی را ببیند و گویا خداوند برای او هیچ بینش و خردی قرار نداده است که مقصدی بجوید! (دقت شود که آب مایه حیات و زندگی است و همین طور زنان).
بلکه عشق نوری است در نهایت کمال و تعادلی برای مرد و زن از این پیوند مبارک در حریم خانواده و ازدواج.
تفاوتهای رفتاری و فکری زن و مرد بحث طولانی است که می شود بسیاری از آنها در کتب روانشناسی جستجو کرد از جمله فعال بودن مرد و منفعل بودن زن و
یا دنیای پنهانی (غیب) زن و آشکاری(شهادت) مرد که در این مثال ها به وضوح دیده می شود  و بسیاری از ویژگیهای دوقطبی دیگر.

شاید کتاب ساده و معروف زنان ونوسی مردان مریخی در بیان تفاوتهای رفتاری مرد و زن بد نباشد.
وحقیقتاً ازدواج و عشق بین آنهاست که باعث این تعادل و توازن و جلوگیری از انحرافات آندو میشود به شرط اینکه این پیوند در حریم خود قرار گیرد و این هنر مرد و زن در خانواده است که چگونه با حفظ و زنده نگهداشتن عشق در کانون خانواده خودشان را به خدا نزدیکتر کنند و آن را در حد یک بهره وری جسمی صرف و یا در کنار هم قرار گرفتن اسمی و یا به بهانه فرزندان مشترک تنزل ندهند و از این شور و عشق و موهبت بزرگ الهی را بارورد کنند و از آن در راه نزدیکی به او بهره بجویند.

***

اگر یک محور دکارتی فرض کنیم که سمت راست و چپ شرقی بودن و غربی بودن باشد و سمت بالا الهی بودن و سمت پایین مادّی بودن. تنها بروی محور عمودی است که میتوان به خوبی بالا رفت. برای انسان در این تصویر دو نوع انحراف وجود خواهد داشت. انحرافات عمودی که شرقی یا غربی بودن است. و انحرافات عمودی که عملاً دور بودن از خدا و چسبیدن به سمت ماده و بالا نیامدن است. 

با ازدواج خود را از انحرافات افقیِ شرقی و غربی رهایی می بخشیم و به سمت تعادل  می رسانیم و حال باید برای بالارفتن و جلوگیری از انحرافات عمودی تقوای الهی پیشه کنیم که خود بحث خیلی مفصل و طولانی در قرآن دارد.